X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد



ابزار رايگان وبلاگ

وبلاگ گلستان معنوي قرآن - داستانهاي قرآني

آخرين مطالب افزوده شده به وبلاگ


  • درباره سوره هاي قرآن
  • آداب تلاوت قرآن كريم
  • چهل حديث قرآني از ائمه
  • چگونگي نزول تدريجي قرآن كريم
  • «سلام» با تفكر در آيات قرآن
  • موضوع: داستانهاي قرآني | تاريخ ارسال: 1392/12/1

    سرگذشت اصحاب کهف ورقیم


    از سال 249 تا 251 میلادی  پادشاهی به نام دقیانوس در کشور روم وشهر اُفسوس زندگی میکرد.وی مغرور جاه وجلال خود بود وخود را خدای مردم میدانست وآنها را به پرستش خود وبتها دعوت میکرد وهرکس نمیپذیرفت اعدامش میکرد.او6 وزیر داشت  که 3 نفر از آنها به نامهای تملیخا،مکسلمینا ومیشیلینا در طرف راستش و3 نفر دیگر به نامهای مرنوس،دیرنوس وشاذریوس در طرف چپش می نشستند ودقیانوس برای اداره امور از آنها مشورت میگرفت.دقیانوس در سال 1روز را عید میگرفت وجشن مفصلی توسط مردم بر پا میشد.در یکی از سالها یکی از فرماندهان به او خبر داد که ایران در حال لشکر کشی به سمت ما میباشد.دقیانوس از این خبر به لرزه افتاد طوری که تاج از سرش افتاد .یکی  از وزیران که تملیخا نام داشت با دیدن ایم منظره با خود گفت چگونه ممکن است خدا اینگونه بترسد؟

    نويسنده مطلب: رضاغلامرضايي

    برچسب‌ها: ,,,
    موضوع: داستانهاي قرآني | تاريخ ارسال: 1392/12/1

    نويسنده مطلب: رضاغلامرضايي

    برچسب‌ها: ,,,
    موضوع: داستانهاي قرآني | تاريخ ارسال: 1392/12/1

    حضرت يعقوب دوازده پسر داشت که يوسف و (بنيامين) کوچکترين آنها بودند و يعقوب آن دو را بيشتراز بقيه پسرانش دوست مي‌داشت. يوسف و بنيامين با بقيه برادرانشان از دو مادر بودند. شبي يوسف درخواب ديد که دوازده ستاره در پيش او سجده کردند که خورشيد و ماه هم جزء آن ستارگان بودند. يوسف نزد پدرش آمد و خوابي را که ديده بود براي او تعريف کرد. پدر خواب او را تعبير کرده و به او گفت: تو روزي پادشاه خواهي شد. ولي مراقب باش که برادرانت از اين خواب مطلع نشوند ولي از بخت بد وقتي آنها مشغول صحبت بودند چند نفر از برادران يوسف پشت دراتاق ايستاده بودند و به سخنان آن دو گوش مي‌دادند و از همان وقت تصميم گرفتند که يوسف را نابود کنند و به دنبال فرصتي مي‌گشتند که نقشه خود را اجرا کنند. از قضا روزي پدر به آنها مأموريتي داد.

    نويسنده مطلب: رضاغلامرضايي

    برچسب‌ها: ,,,

     به وسيله بسم الله زهر در او اثر نمي كرد


    حکایت  کرده اند که ابو مسلم خولانی را کنیزکی بود  و معاشرت با ابو مسلم را مکروه می داشت, به واسطه ای آن که او مرد پیر و سال خورده ای بود کنیز که چندین مرتبه او را زهر خو رانید ولی اصلاْ زهر در وجود او موثر نمی افتاد پس ابو مسلم از کار او خبردار شد از جهت و سبب زهر خورانیدن از سوال نمود.
    آن کنیزک گفت: چون تو سال خورده شده ای و لذا من معاشرت با تو را مکروه می دارم و خواستم که از دست تو خلاصی یابم پس ابو مسلم او را در راه خدا آزاد کرد آن کنیزک از سبب تاثیر نکردن زهر در وجود او سوال نمود ابو مسلم می گفت :
    بدان که سلامتی و نجات من به واسطه بسم الله الرحمن الرحیم بود و گفتن بسم الله الرحمن الرحیم در وقت تناول هر چیزی.

    منبع:كتاب داستانهايي از قرآن

    نويسنده مطلب: رضاغلامرضايي


    برچسب‌ها: ,,,,,

    ديگر بر سر قبر من قرآن نخوانيد


    نقل مي كنند:
    شخصي از دنيا رفت ، بستگان او يك نفر قاري قرآن را اجير كردند ه مدتي ، سر قبر او قرآن بخواند ، قاري مشغول قرائت قرآن بر سر قبر او شد.
    تا اينكه بعد از چند روز ، يكي از وارستگان ، آن شخص را در عالم خواب ديد ، وبا او احوال پرسي كرد ،او در جواب گفت:تقاضا دارم بگوئيد اين قاري قرآن بر سر قبر من ، ديگر قرآن نخواند ، زيرا وقتي قرآن مي خواند ، به آيه اي مثل آيه خمس ، زكاة ، حج ، امر به معروف و نهي از منكر و.... مي رسد كه من به دستور آن آيه عمل نكرده ام ، مرا عذاب مب نمايند.!!

    در احاديث آمده كه امامان فرمودند:
    «رُبَّ تالي القرآنَ و القرآنَ يلعنهُ»
    ترجمه:چه بسيار افرادي هستند كه تلاوت قران مي كنند ، ولي قرآن آنها را لعنت مي كند

    منبع:كتاب داستانهايي از قرآن
    +ويرايش شده توسط وبلاگ گلستان معنوي قرآن

    نويسنده مطلب: رضاغلامرضايي


    برچسب‌ها: ,,,,

    اهل خانه به بركت قرآن همان روز خوب شدند


    آقاي سيد محمود حميدي گفت كه:در مرض عمومي آنفلونزا كه بيشتر اهالي شيراز به آن مبتلا شدند«محرم1337 هجري قمري» من و اهل خانه ام نيز همه مبتلا شديم و من از شدت مرض بيهوش شدم،در آن حال سيد جليل مرحوم آقا سيد ميرزا امام جماعت مسجد فتح را ديدم كه در مسجد وكيل پس از نماز جماعت به يك نفر فرمود كه :
    به مردم بگو دست راست خود را بر دو شقيقه خود گذاريد و آيه شريفه«ونُنَزلُ من القرآنِ ما هو شفاءٌ و رحمةٌ للمؤمنين و لا يزيدُ الظالمينَ الا خسارا» را هفت مرتبه بخوانيد و بر هر كه بخوانيد خدا شفا دهد.
    چون به خود آمدم آيه شريفه را هفت مرتبه خواندم و فورا شفا گرفتم ، برخواستم و دست بر شقيقه فرزندم گذاردم و آيه را خواندم ، او هم فورا خوب شد و از بستر برخواست ، خلاصه تمام اهل خانه در همان روز خوب شدند و از آن سال تا به حال هر كس از خانواده ام سر دردي عارضش مي شود همين آيه شريف را بر او مي خوانم فورا شفا مي يابد.

    منبع:كتاب داستانهايي از قرآن
    +ويرايش شده توسط وبلاگ گلستان معنوي قرآن

    نويسنده مطلب: رضاغلامرضايي


    برچسب‌ها: ,,,,

    به بركت قرآن مسيحي مسلمان شد


    دوستاني كه به اين صفحه مراجعه كرديد حتما داستان زير را بخوانيد واقعا جالب است. در داستان زير درباره دو مسيحي است كه توسط آيات قرآن و معجزه اي كه در داستان گفته شده مسلمان مي شوند .

    *********************************************
    دو نفر كه قبلا مسيحي بودند و بعد مسلمان شدند و در يكي از شهره هاي اسلامي بنام طليطه،ظاهرا از شهرهاي مراكش بود توقف داشتند.
    سبب مسلمان شدنشان را پرسيدند كه شما دو نفر نصراني چطور شد مسلمان شديد و در تحصيل علوم ديني كوشا هستيد؟ گفتند:

    نويسنده مطلب: رضاغلامرضايي

    برچسب‌ها: ,,,,,,,,

    به بركت آيه قرآن غذا نمي خورد


    حكايت كرده اند كه در مكه مردي بود كه غالب اوقات روزه بوده و كسي او را نديده كه غذايي تناول بنمايد ، جز اينكه در وقت افطار و سحر رقعه را از جيبش بيرون آورده و نگاهي در او مي نموده و باز آنرا در جيب خود مي گذاشت.
    چون از دنيا رفت و او را به مغتسل بردند كه او را غسل دهند ، آن رقعه را از جيبش بيرون آورده و ملاحظه نمودند ، ديدند كه به غير از بسم الله الرحمن الرحيم چيز ديگري بر او نوشته نشده است ، پس تعجب نمودند كه چگونه نظر به آن اسماء مباركه باعث سيري او مي شده ، ناگاه آوازي و ندائي شنيدند كه تعجب از اين امر نكنيد،كه ما اورا به بركت بسم الله عطا مي نموديم و به بركت رحمانيت توفيق مي داديم و حرمت رحيميت او را مي آمرزيديم.
    نظرات،پيشهادات و انتقادات خود را در باب اين مطلب و ساير مطالب وبلاگ براي ما ارسال كنيد.

    نويسنده مطلب: رضاغلامرضايي


    برچسب‌ها: ,,,,,,